آنگاه بطلميوس افيفانس بر تخت نشست و بيست و دو سال فرمان راند .
پس از او بطلميوس او را غاطس بيست و نه سال پادشاهى كرد .
سپس بطلميوس ساطر به فرمانروائى رسيد و مدت فرمانروائى او هفده سال بود .
بعد بطلميوس الاخشندر پادشاهى يافت و يازده سال فرمانروائى كرد .
آنگاه بطلميوسى به سلطنت رسيد كه هشت سال از كشور خود پنهان بود .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
كتابخانه يا موزهء آن معروف آفاق بود .
مصنفات زيادى هم به زبان يونانى نوشته شد . از جمله تاريخ كلده و مصر است كه برس ( به كسر باء و ضم راء ) كلدانى و مانتون مصرى نوشتند .
اما جهة پيشقدمى ايرانىها در جدا شدن از دولت سلوكى اين بود كه آنها تازهنفستر از مردمان ديگر آسياى غربى بودند و بعلاوه ، تشكيلات سياسى آريانهاى ايرانى با مركزيتى كه سلوكىها مىخواستند ايجاد كنند مباينت داشت . مردمان شرق ايران كه از بابل و آسور دور و ترتيبات آريائى را بيشتر محفوظ داشته بودند ، خصوصا پارتىهاى شجاع حاضر نبودند مركزيت شديد را بپذيرند . اين بود كه به محض تصادم بين ارشك و والى سلوكى در پارت ، پارتىها قيام دليرانه نموده دشمنان خود را از ايران خارج ، و بعد با همان طرز حكومت آريائى ، در مدت پنج قرن در ايران و جاهاى ديگر حكمرانى كردند .
( تاريخ ايران - تاليف مشير الدوله - چاپ خيام - ص 139 تا 142 )