( به مقدار مساوى ) گردپاشى نمايند .
ممكن است موها را بوسيلهء الكتروليز
يا دياترمى از بين برد ولى استعمال اشعهء
مجهول ممنوعست زيرا اين اشعه سبب بروز
آماس هاى پوست ( راديودرميت ) گرديده و
بعلاوه بنمومو كمك مىكنند .
عظم
Hypertrophies
1 - عظم بادامك ها
درمان عمومى : بايستى كودك را از
سرما حفظ نموده حساسيت او را در برابر
رطوبت و سرما كاست بعلاوه بوسيله وارد -
ساختن جريان آب سرد ، نيم گرم يا گرم و
پس از آن مالش بدن با اودوكلنى ، روغن
ماهى ، ارسنيك ، يد و برگ درخت گردو
مزاج لنفاوى بيمار را تغيير داده و زمينه مساعد
را از بين برد .
درمان با عصاره غدد زبرين گرده و
توأم كردن آن با عصاره درقى ( اگر نارسائى
غده درقى در كار باشد ) نافعست .
درمان موضعى : ممكنست هر روز
داروهاى قابض روى بادامك ها پاشيد يا
اينكه گليسرينى كه داراى 1 در 10 تانن باشد
يا گليسرين يده ماليد :
تنطور يد 5 گرم
گليسرين خنثى 10 گرم
برداشتن بادامك با يكى از وسائل زير
انجام مىگيرد ،
اول - چاقو ( در اين صورت بايستى پس
از تشريح كامل تمام بادامك را برداشت )
دوم - اسباب ويژه برداشتن بادامك ( 1 )
در اين جا لازمست اقلا 3 تا 4 هفته پس از
حمله هاى حاد بيمارى عمل كرد بعلاوه براى
پيش گيرى از خونروى زياد چند روز پيش از
عمل كوآگولن سيبا ( 2 ) ياارماپكتين ( 3 )
( روزى 2 تاسه آمپول ) تجويز كرد .
سوم - انبرك براى قطعه قطعه كردن ( 4 )
اين اسباب در مواردى كه بخواهند هيچگونه
خونروى ايجاد نشود به كار مىرود پس از عمل
نيز بيمار بايد 4 - 5 روز استراحت نموده
خرده هاى يخ بمكد و غذاهاى آبكى صرف
نمايد .
در بيماران مبتلا به هموژنى ، هموفيلى
ياتصلب شرائين انعقاد بوسيله دياترمى ( 5 )
بهترين راه است .
اگربادامك حلقى ( 6 ) نيز بزرگ است
نخست بايد آن را برداشت .
در اشخاص بزرگى كه مبتلا بعظم بادامك
مىشوند بيشتر بايد بسيفيليس درجه دوم فكر
كرده به درمان آن پرداخت ولى اگر اين عظم
يك طرفى و در اثر سنگ ياتومرى ايجاد شده
عمل جراحى لازمست .
در صورتى كه علاوه برعظم آماس بادامك
نيز در كار است بهتر اين است كه 3 - 4 جلسه
( هر 10 - 15 روز يك بار ) آن را به وسيله
گالوانوكوتر ياترموكوتر سوزانيد
2 - عظم بادامك حلقى ( تومرها
يا جوانههاى لنفاوى ) - قبلا لازم است
به درمانهاى پزشگى مسكن پرداخت به اين ترتيب
پس از رفع آماس هم آزمايش موضعى
بهتر مقدور است و هم زمينه براى عمل
جراحى كه تنها راه درمان اساسى است
آماده مىگردد .
هامش
( 1 ) Amygdalotome ( 2 ) Coagulene Ciba ( 3 ) Gallier
- Arhemapectine ( 4 ) Pince a morcellemeut ( 5 ) Coagulation
- Diathermo ( 6 ) Amygdale pharyngee