ايران رانده بود .
طهماسب ، پس از رانده شدن از ايران ، به توران زمين رفت و در شهرهاى تركستان ، نزد پادشاهى ، كه او را وامن مىناميدند ، ماند و با دختر او زناشوئى كرد .
زو پسر طهماسب ، از اين زناشوئى به جهان آمد .
ستاره شناسان به وامن ، پادشاه ترك ، گفتند كه دخترش فرزندى خواهد زاد كه او را خواهد كشت .
وامن به شنيدن اين سخن دختر خود را به زندان انداخت .
دختر كه از طهماسب آبستن بود ، در زندان فرزندى آورد و آبستنى و زايمان خود را پنهان نگاه داشت تا هنگامى كه منوچهر از پسر خويش ، طهماسب ، دوباره خشنود شد و او را به نزد خود فرا خواند .
طهماسب ، هنگامى كه مىخواست به نزد پدر باز گردد ، تدبيرى انديشيد و همسر خويش و فرزند خود زو را از زندان بيرون برد و با خود به ايران آورد .
پس از چندى زو در برخى از جنگهائى كه ميان ايران و توران درگرفت ، چنان كه گفته شد ، نياى خود ، وامن ، را كشت و افراسياب ترك را نيز از ايران راند و به تركستان باز گرداند .
چيرگى افراسياب بر سرزمين بابل و كشور ايران ، از زمان درگذشت منوچهر تا هنگامى كه زو او را راند ، دوازده سال به درازا كشيد .
راندن او نيز در روز آبان از ماه آبان انجام پذيرفت . از اين رو ايرانيان آن روز را جشن گرفتند . ( و آبانگان ناميدند ) و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨١