دارد ، و به شماره اين دستهها فرشتگانى هستند كه هر كدام دستهاى را گرفته مىكشند .
اين دو - يعنى خورشيد و ماه - از گردونه مىافتند و در دريائى كه ميان آسمان و زمين است غوطه مىخورند ، اين است علت خورشيد گرفتگى و ماه گرفتگى .
بعد كه فرشتگان آنها را از آب بيرون مىكشند ، چهرهء آنها دوباره روشن مىشود و خورشيد گرفتگى و ماه گرفتگى بر طرف مىگردد .
و از ستارگان و گردش آنها و دميدن خورشيد پس از فرو رفتن آن سخن گفته ، بعد ، از شهرى سخن رانده در باختر به نام جابرس ( جابلسا ) و شهر ديگرى در خاور به نام جابلق ( جابلقا ) كه هر يك از اين دو شهر ده هزار دروازه دارند و بر هر دروازه ، ده هزار مرد پاسدارى مىكنند و تا روز رستخيز از نگهبانى باز نمىمانند .
همچنين از يأجوج و مأجوج و منسك و ثاريس ياد كرده تا چيزهاى ديگرى كه نياز به ذكر آنها نيست .
من از نقل آن خوددارى كردم زيرا با عقل منافات داشت .
اگر اسناد اين حديث درست بود ، بىگمان ما هم آن را نقل مىكرديم و از اسناد آن نيز نام مىبرديم . ولى اين حديث نادرست است و نبايد دربارهء كار بزرگى مانند گردش ماه و خورشيد ، در كتابها با چنين روايت ضعيفى سخن گفته شود . »
پيش ازين مقدار مدتى را بيان كردهايم كه خداى عز و جل آفرينش آنچه را مىخواست به وجود آيد آغاز كرد تا هنگامى كه از ايجاد همهء جهان و درازى زمان آن فراغت يافت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٥