تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوصاف الأشراف — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

و اگر وصول به تدريج باشد چون از وصول اثرى حاصل شود ، آن را محبت خوانند ، و محبت را مراتب بود ، و مرتبه آخر به وقت تمامى وصول و انتهاى سلوك باشد . امّا ارادت مقارن ( 1 ) سلوك بر وجهى و اعتبارى مقتضى سلوك باشد ، چه طلب كمال نوعى از ارادت بود ، و چون ارادت منقطع شود به سبب وصول يا علم به امتناع وصول ، سلوك نيز منقطع شود . و اين ارادت كه مقارن سلوك باشد با اهل نقصان خاص بود ، و امّا اهل كمال را ارادت عين كمال باشد و محض مراد بود . و در حديث آمده است كه در بهشت درختى است كه آن را طوبى خوانند ، هر كسى را آرزويى بود مراد و آرزوى او را معا از آن درخت به وى رسانند بىهيچ تأخيرى و انتظارى ( 2 ) . و نيز گفته‌اند كه بعضى مردم را بر طاعتى كه در دنيا كنند ثواب در آخرت ( 3 ) بدهند و بعضى را عين عمل ايشان ثواب ايشان باشد ( 4 ) . و اين سخن مؤكَّد آن است كه بعضى را ارادت عين مراد باشد ، چه كسى كه در سلوك به مرتبهء رضا رسد او را ارادت منتفى شود . يكى از بزرگان كه طالب اين مرتبه بوده گفته است : « لو قيل لي ما تريد أقول : أريد ان لا أريد » .

هامش
( 1 ) گ : معاون سلوك باشد بر وجهى و . . . .
( 2 ) - مجمع البحرين 2 - 110 .
( 3 ) - اشاره به آيات 124 سوره نساء و 95 آل عمران و حديث 36 از جلد 77 بحار الانوار .
( 4 ) - اشاره به آيات 30 سوره آل عمران ، و 7 و 8 سوره زلزال و حديث پيامبر در كنز العمال - خ 38963 . .