در روايت ديگرى از ابا صلت هروى از حضرت رضا عليه السّلام نقل مىشود وقتى خداوند آدم را گرامى داشت باينكه ملائكه را دستور داد برايش سجده كنند و او را داخل بهشت نمود خداوند به او فرمود : سرت را بلند كن آدم ! و ساق عرش را نگاه كن .
توجّه نمود ديد نوشته شده «
لا إله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه . علي بن ابى طالب امير المؤمنين
. همسرش سرور زنان جهان است و حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشتند . آدم گفت خدايا اينها كيانند ؟ فرمود : اينها از فرزندان تويند اگر آنها نبودند ترا خلق نميكردم .
قصص الأنبياء : ابن عباس « رضى اللَّه عنه » گفت پيامبر اكرم فرمود :
وقتى خداوند آدم را آفريد او را در مقابل خود نگه داشت . آدم عطسهاى زد خداوند به او الهام نمود كه حمد خدا را نمايد . بعد فرمود : آدم ! مرا حمد كردى بعزت و جلالم سوگند اگر نبودند دو بنده كه ميخواهم آنها را در آخر الزمان خلق كنم هر آينه ترا نمىآفريدم .
آدم گفت : خدايا ترا سوگند بمقام ايشان در نزدت مىدهم كه اسم آنها را بفرمائى . خداوند فرمود : نگاه كن بجانب عرش آدم ديد دو سطر از نور نوشته شده خط اول چنين بود
لا إله الا اللَّه محمّد نبى الرحمة و على مفتاح الجنة
خط دوم نوشته بود سوگند ياد كردم بنفس خود كه ببخشم هر كه آن دو را دوست داشته باشد و شكنجه و عذاب نمايم هر كه با آن دو دشمن باشد .
بصائر : بكير هجرى از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : اولين وصى و جانشين پيامبر در روى زمين هبة اللَّه بن آدم بود هر پيامبرى كه از دنيا رفت او را جانشينى بود تعداد تمام انبياء صد و بيست و چهار هزار نفر بودند پنج نفر آنها اولو العزمند نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد و على بن ابى طالب هبة اللَّه براى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بود او وارث علم اوصياء بود و علم كسانى كه قبل از خودش بودند .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 6
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦