ممكن است گفته شود شايد خداوند بعقيق شعور عنايت كرده و بعد تكليف بولايت نموده سپس شعور را از او گرفته . گاهى بخاطر خطور مىكند كه ممكن است استعاره تمثيلى باشد براى اشاره نمودن به خوبى بعض اشياء و ارزش آنها و بعضى چيزها و زشتى آنها زيرا اشياء خوب و با ارزش از هر نوع و جنس يك نوع مناسبتى براى حسن خود بايد داشته باشند و اشياء بد و بىارزش نيز مناسبتى براى بىارزشى و بدى خود دارند پس هر چيزى كه داراى شرافت و ارزش است نسبت دارد بشريفترين شرافتمندان ، محمّد و اهل بيت او صلوات اللَّه عليهم گويا پيمان ولايت از آنها گرفته شده و آنها پذيرفتهاند .
يا منظور اين است كه اگر اينها درك داشتند ولايت را مىپذيرفتند .
همچنين هر چيزى كه در او يك رذالت و پستى است تمام آنها نسبتى با خبيث - ترين خبائث دارند ، دشمنان اهل بيت عليهم السّلام و جداى از اهل بيت هستند مثل اينكه پيمان ولايت از آنها گرفته شده نپذيرفتهاند و پيمان دشمنان كه گرفته شده قبول كردهاند يا اين است كه اگر داراى شعور بودند از پذيرفتن ولايت امتناع داشتند و ارتباط با دشمنان آنها را مىپذيرفتند .
* جابر انصارى گفت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود وقتى خداوند آسمانها و زمين را آفريد آنها را فرا خواند جواب دادند بر آنها نبوّت من و ولايت على ابن ابى طالب را عرضه داشتند پذيرفتند . سپس خلق را آفريد و امر دين را بما واگذاشت پس سعيد كسى است كه بوسيله ما بسعادت برسد و شقى كسى است كه در ارتباط با ما شقاوت بپذيرد ما حلال خدا را حلال و حرامش را حرام مىدانيم .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 229
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٩