تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
گفت قرآن را رها نكن گفتم من قرآن را خوانده‌ام آمده‌ام از تو حديثى بشنوم كه نديده و نشنيده‌ام از پيامبر اكرم خدايا ترا گواه ميگيرم كه پيش حذيفه آمدم و از او درخواست حديث كردم او شنيد ولى كتمان كرد . گفت عجب بر من دشوار و سخت گرفتى حالا گوش كن جمله كوتاهى از سخنى طولانى كه جامع تمام امور تو است گفت نشانه بهشت در ميان همين مردم غذا مىخورد و راه ميرود . گفتم توضيح بده نشانه بهشت را بشناسم و پيرو او شوم و نشانه آتش را تشخيص دهم و از آن پرهيز نمايم گفت قسم به آن كس كه جان حذيفه در اختيار اوست نشانه بهشت و راهنماى بسوى بهشت تا روز قيامت ائمه از آل محمّدند صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و نشانه جهنم و راهنماى بسوى جهنم تا روز قيامت دشمنان اينهايند . علل الشرائع : زراره از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود من با گروهى از خويشاوندان خود پيش زياد بن عبد اللَّه بوديم زياد گفت اى پسران على و فاطمه شما را چه فضيلت و مزيتى است بر مردم . همه سكوت كردند . من گفتم يكى از مزاياى ما بر مردم اين است كه مايل نيستيم هرگز بجاى يكى از مردم باشيم ( و از فاميل خود كناره بگيريم ) اما يك نفر پيدا نميشود كه علاقه نداشته باشد از ما باشد مگر آن شخص مشرك باشد بعد گفت اين حديث را روايت كنيد . تفسير قمى : عبد اللَّه بن جندب گفت براى حضرت رضا عليه السّلام نوشتم اين آيه را تفسير فرمايد
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در جواب من نوشت . اما بعد همانا محمّد امين خدا است در ميان مردم وقتى از دنيا رحلت نمود ما اهل بيت و ورثه او بوديم ما امناء خدا در زمينيم در نزد ما علم منايا و بلايا و انساب عرب و ميلاد اسلام است هر گروهى كه صد نفر را گمراه كند يا باعث هدايت صد نفر شود ما رهبر و فرمانده و تبليغ‌كننده آنها را ميشناسيم ما شخصى را كه ببينيم ميشناسيم واقعا مؤمن است يا منافق .