جابر تو الاغى دارى كه ترا از مشرق به مغرب در يك روز ببرد . عرضكردم فدايت شوم مرا از كجا چنين مركبى است ؟ فرمود : اين شخص امير المؤمنين عليه السّلام نشنيدهاى فرمايش پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم را در باره علي عليه السّلام
« و اللَّه لتبلغن الاسباب و اللَّه لتركبن السحاب »
به خدا قسم باسباب و وسائل خواهى رسيد و سوار ابر خواهى شد .
اختصاص : حفص ابيض تمار گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم در آن روزها كه معلى بن خنيس را كشته بودند و بدار آويخته بودند به من فرمود :
اى حفص من بمعلى بن خنيس دستورى دادم مخالفت دستور مرا كرد به همين جهت گرفتار اين ناراحتى شد . يك روز او را ديدم كه محزون و اندوهناك است گفتم . چه شده مثل اينكه به ياد خانواده و زندگى و بچههايت افتادهاى ؟ گفت آرى .
گفتم نزديك من بيا نزديك شد دست به صورتش كشيدم گفتم كجا هستى .
گفت در خانه خودم و اين همسر من است و اينها فرزندان منند او را رها كردم تا سير آنها را ببيند و من خود را پنهان نمودم تا با همسر خود نيز آميزش نمود .
بعد به او گفتم بيا نزديك من جلو آمد دست به صورتش كشيدم گفتم كجائى ؟
گفت : در مدينه هستم و اين خانه شما است . به او گفتم ما را حديثى است كه هر كس آنها را حفظ كند خدا دين و دنياى او را حفظ مىكند معلى ! مبادا خود را بواسطه حديث ما اسير در دست مردم كنيد اگر خواستند منت بر شما گذارند و اگر نخواستند شما را بكشند .
معلى ! هر كس حديث مشكل ما را پنهان كند خداوند آن را به صورت نور در پيشانيش قرار ميدهد و به او عزت در ميان مردم ميدهد و هر كس افشا كند حديث مشكل ما را نخواهد مرد مگر اينكه گرفتار اسلحه مىشود يا ميميرد بطورى كه دست و پايش قطع مىشود معلى ترا خواهند كشت آماده باش .
اختصاص : ابن سنان گفت : از حضرت صادق عليه السّلام راجع بحوض پرسيدم
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 286
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٦