رجال كشى : حسين بن بشار از داود رقى نقل كرد كه داود به من گفت مشاهده ميكنى گروه طياره غاليان چه ميگويند و چه نقل ميكنند از شرطه الخميس از امير المؤمنين عليه السّلام و چه مطالبى حكايت ميكنند از اصحاب علي از آن جناب به خدا قسم اين يكى ( يعنى حضرت صادق ) به من چيزهاى بزرگترى نشان داده ولى دستور داده كه به هيچ كس نگويم من به آن جناب گفتم من پير شدهام و ديگر پيكرم فرسوده شده آرزو دارم آخر عمرى در راه شما كشته شوم فرمود چارهاى از اين نيست اگر در دنيا ميسر نشود در آينده ( يعنى رجعت ) خواهد شد .
رجال كشى : گفتهاند وقتى حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام از دنيا رفت و مذهب واقفى بوجود آمد ( كه امامت را در حضرت موسى بن جعفر متوقف كردند ) محمّد بن بشير كه مردى شعبده باز و ساحر بود و در اين فن شهرت داشت مدعى شد كه من واقفى هستم و گفت موسى بن جعفر عليه السّلام در بين مردم بود و به نظر مردم مىآمد اهل نور او را با نور ميديدند و اهل تاريكى با تاريكى چون بدن خودشان با گوشت و پوست بعد از ديده همه مردم پنهان گشت با اينكه در بين آنها است و وجود دارد ولى از درك و ديدن او محجوب هستند به آن طورى كه سابق درك ميكردند .
اين محمّد بن بشير از اهالى كوفه و از غلامان بنى اسد بود و او را شاگردانى بود كه معتقد بودند موسى بن جعفر عليه السّلام نمرده و زندانى هم نشد او غائب گرديده و پنهان شده و او مهدى قائم است و در زمان غيبت خود محمّد بن بشير را نايب قرار داده و او را وصى خويش كرده و انگشتر خويش به او داده تمام نيازمنديهاى مردم را به او تعليم كرده از امور دينى و دنيوى و تمام اختيارات را به او سپرده و او را جانشين خود گردانيده . محمّد بن بشير امام بعد از اوست .
رجال كشى : عثمان بن عيسى كلابي گفت شنيدم از محمّد بن بشير ميگفت ظاهر انسان همان آدم است ولى باطن او ازلى است ميگفت او قائل به دو خدا بود
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 225
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٥