دارند گرفتار اين عقائد شدهاند بطورى كه به خود مغرور شده و براى نفس خود مقام والائى قرار دادهاند بعقايد فاسد خويش پايبند و متكى بافكار منحرف خود گشتهاند تا آنجا كه خدا را كوچك انگاشته و اهانت بمقام بزرگ او نمودهاند چون آنها نميدانند كه خدا قادر و غنى بذات است قدرت و غناى او از ديگرى استفاده نشده و او كسى است كه هر كه را بخواهد فقير مىنمايد و هر كه را بخواهد عاجز مينمايد با اينكه داراى قدرت باشد .
اينها نگاه ميكنند به بندهاى كه خداوند او را امتياز بخشيد بداشتن قدرت خدائى تا مقام و موقعيت او را در نزد خود بمردم بفهماند و مشمول كرامت و لطف خويش قرار داده تا حجت بر مردم تمام شود و اين الطاف ثواب اطاعت و فرمان - بردارى او باشد و موجب پيروى دستورش گردد و بندگان خويش را متوجه اشتباه كسانى كه ديگرى را بر آنها حجت و پيشوا قرار دادهاند اينان شبيه آن دستهاى هستند كه در جستجوى پادشاهى ميباشند از پادشاهان دنيا تا از بذل و بخشش او استفاده نمايند و از عطاى او قدرتى بيابند و با پول فراوان كه از لطف شاه بدست آوردهاند به خانه و خانواده خود برگردند و از سختى و دشوارى زندگى برهند و از كارهاى پست و دشوار آسوده شوند .
بر سر راه پادشاه مىنشينند تا بيايد باتمام اشتياق بملاقات او بحاجت خويش برسند در همين ميان به آنها گفته مىشود به زودى شاه با سپاه سواره و پياده خود وارد مىشود وقتى او را مشاهده كردم كمال تعظيم را بنمائيد و اقرار و اعتراف لازم را در مورد سلطنت و پادشاهى او بكنيد مبادا ديگرى را بجاى او بگيريد و اين احترام را به ديگرى بنمائيد كه در اين صورت به او بىاحترامى كردهايد و به او توهين كردهايد و مستوجب كيفر زياد او خواهيد شد .
آنها قول ميدهند كه با تمام نيرو از عهده اين كار بر بيايند ناگهان بعضى از غلامان پادشاه با گروهى از سپاه كه پادشاه در اختيار او گذاشته وارد ميشوند
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 203
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٣