ما نصيبى نيست .
علل الشرائع : عبد الاعلى بن اعين گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : خداوند عزيز اختصاص بخشيد علي عليه السّلام را بجانشينى پيامبر و آنچه به او ميرسيد در مورد جانشينى ( از اموال و آثار نبوت ) حضرت امام حسن و امام حسين اقرار كردند بجانشينى علي عليه السّلام سپس جانشينى امام حسن و تسليم نمودن امام حسين براى حضرت حسن تا بالاخره امامت به حضرت حسين رسيد هيچ كس در اين مورد با او نزاع نداشت به جهت سابقه و شايستگى كه داشت پس از آن جناب حضرت علي بن الحسين بمقام امامت رسيد بدليل اين آيه :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ
پس از علي بن الحسين ديگر امامت فقط در نسلها و اعقاب است يكى پس از ديگرى .
علل الشرائع : ابو بصير از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد در باره آيه :
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ
كه فرمود : امامت را در نسل حضرت حسين قرار داد اين مقام از وقتى كه به حضرت حسين عليه السّلام رسيد پيوسته از پسرى به پسر او منتقل ميشد و هرگز به برادر و عمو نرسيد و تمام ائمه داراى فرزند بودند اما عبد اللَّه افطح از دنيا رفت بدون اينكه فرزندى داشته باشد و با اصحاب خود نزيست مگر چند ماه .
توضيح : اين ميخواهد امامت عبد اللَّه افطح را نفى كند كه فطحى مذهبان او را امام ميدانستند .
علل الشرائع : ربيع بن عبد اللَّه گفت : بين من و عبد اللَّه بن حسن بحث و گفتگوئى در مورد امامت شد عبد اللَّه بن حسن مدعى بود كه امامت در فرزندان امام حسن و امام حسين هر دو هست من گفتم : فقط منحصر به فرزندان امام حسين است تا روز قيامت .
گفت : بچه دليل بايد منحصر بفرزندان امام حسين عليه السّلام باشد و به بازماندگان