آفريدگار همه چيز است « ( رعد - 16 ) .
دليل آن هم روشن است وقتى با دلائل گذشته ثابت شد واجب الوجود يكى است ، و همه چيز غير از او ممكن الوجود است ، بنا بر اين خالق همه موجودات نيز يكى خواهد بود .
2 - توحيد ربوبيت
يعنى مدبر و مدير و مربى و نظامبخش عالم هستى تنها خدا است ، چنان كه قرآن مىگويد : قُلْ أَ غَيْرَ اللَّه أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ : « آيا غير خدا را پروردگار خود بطلبم در حالى كه او پروردگار همه چيز است » ؟ ! ( انعام - 164 ) .
دليل آن نيز وحدت واجب الوجود و توحيد خالق در عالم هستى است .
3 - توحيد در قانونگذارى و تشريع
چنان كه قرآن مىگويد : وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ : « هر كس كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند كافر است » ( مائده - 44 ) .
زيرا وقتى ثابت كرديم مدير و مدبر او است ، مسلما غير او صلاحيت قانونگذارى نخواهد داشت ، چون غير او در تدبير جهان سهمى ندارد تا قوانينى هماهنگ با نظام تكوين وضع كند .
4 - توحيد در مالكيت
خواه « مالكيت حقيقى » يعنى سلطه تكوينى بر چيزى باشد ، يا « مالكيت حقوقى » يعنى سلطه قانونى بر چيزى اينها همه از او است ، چنان كه قرآن مىگويد : وَلِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ « مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين