« ضريع » مىگفتند ، گياهى است سمى كه هيچ حيوان و چهارپايى به آن نزديك نمىشود ( 1 ) .
« خليل » از علماى لغت مىگويد : « ضريع » : « گياه سبز بدبويى است كه از دريا بيرون مىافتد » .
« ابن عباس » گفته است : « درختى است از آتش كه اگر در دنيا باشد زمين و هر چه را بر آن است مىسوزاند » ! ولى در حديثى از پيغمبر اكرم ص مىخوانيم : « ضريع چيزى است كه در آتش دوزخ ، شبيه خار ، تلختر از صبر ، و متعفنتر از مردار ، و سوزنده تر از آتش ، خداوند آن را ضريع نام نهاده است » (
الضريع شىء يكون فى النار يشبه الشوك ، اشد مرارة من الصبر ، و انتن من الجيفة ، و احر من النار ، سماه اللَّه ضريعا
) . بعضى نيز گفتهاند : « ضريع » طعامى است ذلت آفرين كه دوزخيان براى رهايى از آن به درگاه خدا تضرع مىكنند ( 2 ) ( فراموش نكنيم كه ماده « ضرع » به معنى ضعف و ذلت و خضوع است ) ( 3 ) اين تفسيرها با هم منافاتى ندارد و ممكن است در معنى اين واژه جمع باشد .
سپس مىافزايد : « نه آنها را فربه مىكند و نه گرسنگى را فرو مىنشاند » ( * ( لا يُسْمِنُ وَلا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ ) * ) .
هامش
( 1 ) « تفسير قرطبى » جلد 10 صفحه 7119 .
( 2 ) « همان مدرك » صفحه 7120 .
( 3 ) بحث ديگرى در باره غذاى دوزخيان كه گاه قرآن از آن به « ضريع » و گاه به « زقوم » و گاه به « غسلين » ياد كرده و تفاوت ميان اين تعبيرات در جلد 24 تفسير نمونه صفحه 471 ذيل آيه 36 سوره حاقه داشتيم .