زحل كه گرداگرد آن را گرفته از عجيبترين پديدههاى آسمانى است كه دانشمندان فلكى در باره آن نظرات گوناگونى دارند ، و هنوز هم پديده اى اسرارآميز است .
بعضى معتقدند « زحل » ده قمر دارد كه هشت عدد آن را مىتوان با دوربينهاى معمولى نجومى مشاهده كرد ، و دو عدد ديگر تنها با دوربينهاى بسيار عظيم قابل رؤيت است ( 1 ) .
البته اين اسرار در آن روز كه قرآن نازل شد بر كسى روشن نبود ، بعدها با گذشت قرنها آشكار گشت .
اما به هر حال تفسير نجم ثاقب به خصوص ستاره « زحل » ممكن است از قبيل بيان يك مصداق روشن باشد ، و منافاتى با تفسير آن به ديگر ستارگان بلند و درخشان آسمان ندارد ، ولى مىدانيم تفسير مصداقى در روايات ما بسيار است .
در آيه 10 سوره صافات مىخوانيم ! إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَه شِهابٌ ثاقِبٌ : « مگر كسى كه در لحظه اى كوتاه براى استراق سمع به آسمان نزديك شود كه » شهاب ثاقب « او را تعقيب مىكند » در اين آيه « شهاب » توصيف به « ثاقب » شده است ، و از آنجا كه اين پديده آسمانى از عجائب عالم آفرينش است ممكن است يكى از تفسيرهاى آيه مورد بحث باشد .
شان نزولى كه در بعضى از كتب تفسير براى آيه فوق آمده نيز اين معنى را تاييد مىكند ( 2 ) .
اكنون ببينيم اين سوگندها براى چيست ؟ در آيه بعد مىفرمايد : « مسلما
هامش
( 1 ) همان مدرك .
( 2 ) « روح البيان » جلد 10 صفحه 397 .