هر كدام وسعتش به مقدارى كه در بالا ذكر شده بوده است ( 1 ) .
ماجراى فوق به صورتهاى متفاوتى در بسيارى از كتب تفسير و تاريخ آمده است از جمله مفسر بزرگ « طبرسى » در « مجمع البيان » و « ابو الفتوح رازى » در تفسير خود ، و « فخر رازى » در تفسير كبير و « آلوسى » در « روح المعانى » و « قرطبى » در تفسير خود ذيل آيات مورد بحث ، و همچنين « ابن هشام » در سيره خود ( جلد اول صفحه 35 ) و جمعى ديگر آوردهاند .
از آنچه در بالا گفتيم روشن مىشود كه اين شكنجه گران بيرحم ، سرانجام به عذاب الهى گرفتار شدند و انتقام خونهايى كه ريخته بودند در همين دنيا از آنها گرفته شد ، و عذاب حريق و سوزنده قيامت نيز در انتظارشان است .
اين كورههاى آدمسوزى كه به دست يهود به وجود آمد احتمالا نخستين كورههاى آدمسوزى در طول تاريخ بود ، ولى عجب اينكه اين بدعت قساوتبار ضد انسانى سرانجام دامان خود يهود را گرفت ، و چنان كه مىدانيم گروه زيادى از آنها در ماجراى آلمان هيتلرى در كورههاى آدمسوزى به آتش كشيده شدند ، و مصداق « عذاب الحريق » اين جهان نيز در باره آنها تحقق يافت .
علاوه بر اين « ذو نواس يهودى » بنيانگذار اصلى اين بناى شوم ، نيز از شر اعمال خود بر كنار نماند .
آنچه در بالا در مورد اصحاب اخدود گفته شد ، موافق نظريه معروف و مشهور است ولى روايات ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد كه نشان مىدهد اصحاب اخدود تنها در « يمن » ، و در عصر « ذو نواس » نبودند ، تا آنجا كه بعضى از مفسران ده قول در باره اصحاب اخدود نقل كردهاند ! در روايتى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم كه فرمود : « مجوس اهل
هامش
( 1 ) « تفسير روح المعانى » و « ابو الفتوح رازى » ذيل آيات مورد بحث .