شايد نيز به همين مناسبت باشد كه آنها نزد او رفت و آمد دارند .
بعضى نيز آن را از ماده « حور » به معنى شستن و سفيد كردن دانستهاند ، چرا كه آنها قلوب مردم را از زنگار شرك و گناه پاك مىكردند و « حوريان » بهشتى را از اين رو به اين نام ناميدهاند كه سفيدپوستند و يا سفيدى چشمانشان بسيار شفاف است ! .
بعضى نيز گفتهاند اطلاق اين كلمه به حوريان بهشتى بخاطر اين است كه آنها بقدرى زيبا هستند كه چشم از ديدنشان حيران مىشود .
ولى به هر حال اين واژه در آيه مورد بحث به معنى بازگشت و معاد است ضمنا اين آيه نشان مىدهد كه عدم ايمان به رستاخيز سرچشمه غفلت و غرور و آلودگى به انواع گناهان مىشود .
و در آخرين آيه مورد بحث براى نفى عقائد باطل آنها مىفرمايد : « آرى پروردگارش نسبت به او بينا بود » ( * ( بَلى إِنَّ رَبَّه كانَ بِه بَصِيراً ) * ) .
همه اعمال او را ثبت و ضبط نمود ، و براى روز حساب در نامه اعمالش منعكس ساخت .
تعبير اين آيه همانند آيه قبل « يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه » مىتواند به منزله دليلى بر مساله معاد محسوب شود ، به خصوص اينكه در هر دو آيه روى عنوان « رب » تكيه شده است ، چرا كه سير تكاملى انسان به سوى پروردگار هرگز نمىتواند با مرگ متوقف گردد ، و زندگى دنيا كمتر از آن است كه هدف چنين سيرى باشد .
و نيز بصير بودن خداوند نسبت به اعمال آدمى ، و ثبت و ضبط آنها حتما بايد مقدمه اى براى حساب و جزا باشد و گرنه بيهوده است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٠