پرجاذبه تر و عميقتر است ، و نشئه روحانى حاصل از آن غير قابل توصيف است .
البته بايد اين حقيقت را بار ديگر تكرار كنيم كه اينها همه شبحى است كه از دور ديده مىشود ، و گرنه توصيف نعمتهاى گرانقدر و بىنظير بهشتى با هيچ زبان و قلمى ممكن نيست ، و حتى به گفته خود قرآن از فكر هيچكس نمىگذارد فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ( الم سجده 17 ) .
نكتهها :
1 - « ابرار » و « مقربان » كيانند ؟
در آيات قرآن مجيد كرارا سخن از « ابرار » و « مقربان » و مقامات و پاداشهاى عظيم آنها به ميان آمده ، تا آنجا كه طبق آيه 193 سوره آل عمران اولو الالباب ( صاحبان انديشههاى قوى ) تقاضا مىكنند كه پايان زندگيشان با ابرار باشد وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ .
و در آيات سوره دهر نيز پاداشهاى بسيار مهمى براى آنها ذكر شده است ( دهر آيه 5 تا 22 ) .
و در آيه 13 سوره انفطار و آيات مورد بحث ( سوره مطففين ) نيز مكرر از الطاف الهى نسبت به آنها ياد شده .
ابرار چنان كه قبلا نيز گفتهايم جمع « بر » آنهايى هستند كه روحى وسيع و همتى بلند و اعتقاد و عملى نيك دارند ، و مقربان داراى قرب مقامى در درگاه خدا مىباشند و ظاهرا نسبت ميان اين دو « عموم و خصوص مطلق » است ، يعنى همه مقربان از ابرارند ، ولى همه ابرار در سلك مقربان نيستند .
در حديثى از امام مجتبى ع مىخوانيم :
كلما فى كتاب اللَّه عز و جل من قوله ان الأبرار فو اللَّه ما اراد به الا على بن ابى طالب و فاطمة و انا