سپس داشتن مقام و منزلت در نزديكى كسى كه از طرف او رسالتى را پذيرفته ( مكين ) تا بتواند پيامها را به خوبى دريافت دارد ، و چنانچه جوابى لازم بود بدون هيچگونه ترس و واهمه اى ابلاغ كند .
و در مرحله چهارم چنانچه امر رسالت مهم باشد بايد معاونانى داشته باشد كه او را در اين كار يارى كنند ، معاونانى گوش به فرمان و هماهنگ و فرمانبردار ( مطاع ) .
و در مرحله نهايى دارا بودن « امانت » تا كسانى كه مىخواهند پيام را از آن رسول بگيرند بر او اعتماد كنند ، و گفتار او بىكم و كاست گفتار كسى محسوب شود كه از ناحيه او آمده است .
هنگامى كه اين اصول پنجگانه تامين گردد حق رسالت ادا خواهد شد ، و لذا در حالات پيامبر اسلام ص و تاريخ زندگى او مىبينيم كه رسولان خود را با دقت زياد از ميان كسانى كه واجد اين صفات بودند انتخاب مىكرد كه يك نمونه زنده آن رسالت امير مؤمنان على ع از سوى پيغمبر ص در ابلاغ آيات آغاز سوره برائت به مشركان مكه در آن شرايط خاص است كه شرح آن در تفسير سوره برائت آمد .
على ع مىفرمايد :
رسولك ترجمان عقلك و كتابك ابلغ ما ينطق عنك :
« فرستاده تو نمايانگر عقل تو است ، و نامه تو گوياترين سخنگويت » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » كلمات قصار كلمه 301 .