« صاخه » از ماده « صخ » در اصل به معنى صوت شديدى است كه نزديك است گوش انسان را كر كند ، و يا به راستى گوش را كر مىكند ، و در اينجا اشاره به « نفخه دوم صور » است ، همان صيحه عظيمى كه صيحه بيدارى و حيات مىباشد ، و همگان را زنده كرده ، به عرصه محشر دعوت مىكند .
آرى اين صيحه چنان عظيم و تكان دهنده است كه انسان را از همه چيز جز خودش و اعمالش و سرنوشتش غافل مىكند .
و لذا بلا فاصله بعد از آن مىافزايد : « در آن روز كه انسان از برادر خود فرار مىكند » ( * ( يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه ) * ) .
همان برادرى كه با جان برابر بود و همه جا به ياد او بود و در فكر او ، امروز به كلى از او گريزان مىشود .
و همچنين « از مادر و پدرش » * ( ( وَأُمِّه وَأَبِيه ) ) * .
« و زن و فرزندانش » * ( ( وَصاحِبَتِه وَبَنِيه ) ) * .
و به اين ترتيب انسان نزديكترين نزديكانش را كه برادر و پدر و مادر و زن و فرزند هستند نه فقط فراموش مىنمايد بلكه از آنها فرار مىكند ، و اين نشان مىدهد هول و وحشت محشر آن قدر زياد است كه انسان را از تمام پيوندها و
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٧