آرى به قدرى عذاب خدا در آن روز هولناك است كه انسان مىخواهد عزيزترين عزيزان را كه در چهار گروه در اينجا خلاصه شدهاند ( فرزندان ، همسران ، برادران ، و فاميل نزديك كه يار و ياور او هستند ) همه را براى نجات خود فدا كند ، نه فقط آنها بلكه حاضر است تمام مردم روى زمين براى رهايى او از عذاب قربانى شوند ! « يود » از ماده « ود » ( بر وزن حب ) به معنى « دوست داشتن » توأم با « تمنى » است ، و به گفته « راغب » در هر يك از اين دو معنى ( بلكه در هر دو معنى ) نيز به كار مىرود .
« يفتدى » از ماده « فداء » به معنى حفظ كردن خود از مصائب و مشكلات به وسيله پرداخت چيزى است .
« فصيلة » به معنى « عشيره » و فاميل و قبيله اى است كه انسان از آن منفصل و جدا شده است .
« تؤيه » از ماده « ايواء » به معنى انضمام كردن چيزى به ديگرى است سپس به معنى پناه دادن به كار رفته .
جمعى از مفسران گفتهاند تعبير به « ثم » در جمله « ثم ينجيه » نشان مىدهد كه آنها مىدانند اين فداها بعيد است اثر كند ( زيرا ثم معمولا براى بعد و فاصله و تراخى مىآيد ) .
ولى در جواب همه اين تمناها و آرزوها مىفرمايد : « هرگز چنين نيست » هيچ فديه و فدايى پذيرفته نمىشود ( كلا ) .
« آن شعلههاى سوزان آتش است » ( * ( إِنَّها لَظى ) * ) .
پيوسته زبانه مىكشد ، و هر چيز را در كنار و مسير خود مىيابد مىسوزاند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣