در آيه بعد به يكى ديگر از درخواستهاى ابراهيم و يارانش را كه در اين زمينه ، حساس و چشمگير است اشاره كرده ، مىگويد : پروردگارا ! ما را مايه گمراهى كافران قرار مده « ( * ( رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * ) .
اين تعبير ممكن است اشاره به اعمالى مانند اعمال « حاطب ابن ابى بلتعه » باشد كه گاهى از افراد بى خبر سر مىزند و كارى مىكنند كه سبب تقويت گمراهان مىگردد در حالى كه گمان مىكنند كار خلافى نكردهاند .
و يا اشاره به اين است ما را در چنگال آنها گرفتار مكن ، و در برابر آنها مغلوب مساز ، مبادا بگويند : اگر اينها بر حق بودند هرگز گرفتار شكست نمىشدند ، و اين مايه گمراهى آنها مىگردد .
يعنى اگر آنها از شكست و تسلط كفار مىترسند نه به خاطر خودشان است ، بلكه به خاطر اين است كه آئين حق زير سؤال نرود ، و پيروزى ظاهرى مشركان دليل بر حقانيت آنها تلقى نشود ، و اين است راه و رسم يك مؤمن واقعى كه هر چه مىخواهد براى خدا مىخواهد ، از همه بريده و به خدا پيوسته است و همه چيز را براى رضاى او مىطلبد .
سوى تو كرديم روى و دل به تو بستيم
از همه باز آمديم با تو نشستيم
هر چه نه پيوند يار بود بريديم
هر چه نه پيمان دوست بود گسستيم
و در پايان آيه مىافزايد : « پروردگارا ! اگر لغزشى از ما سر زد ما را ببخش » ( * ( وَاغْفِرْ لَنا رَبَّنا ) * ) .
« تو عزيز و حكيمى » ( * ( إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ) .
قدرتت شكست ناپذير است و حكمتت نافذ در همه چيز .
اين جمله ممكن است اشاره به آن باشد كه اگر در خلال زندگى ما نشانه اى از تمايل و محبت و دوستى به دشمنان تو وجود داشته اين لغزش را بر ما ببخش ، و اين درسى است براى مسلمانان كه آنها نيز سرمشق گيرند و اگر