است براى زندگى نوين در جهان ديگر ، جهانى كه عظمت و گستردگى آن براى ما زندانيان عالم دنيا قابل درك و توصيف نيست .
و حادثه ديگر معجزه بزرگ شق القمر است كه هم دليلى است بر قدرت خداوند بزرگ بر هر چيز و هم نشانه اى است از صدق دعوت پيغمبر گراميش .
مىفرمايد : « قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت » ! ( * ( اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ ) * ) .
قابل توجه اينكه سوره گذشته ( سوره نجم ) با جمله هايى پيرامون نزديكى قيامت پايان گرفت « ازفت الازفة » و اين سوره با همين معنى آغاز مىشود و اين تاكيدى است بر اين موضوع كه قيامت نزديك است گرچه در مقياس عمر دنيا ممكن است هزاران سال طول بكشد ، اما با توجه به مجموع عمر اين جهان از يك سو ، و با توجه به اينكه تمام عمر دنيا در برابر قيامت لحظه زودگذرى بيش نيست منظور از اين تعبير روشن مىشود .
ذكر اين دو حادثه با هم ، همانگونه كه جمعى از مفسران گفتهاند ، به خاطر آن است كه اصولا ظهور پيامبر اسلام ص كه آخرين پيامبران الهى است خود از نشانههاى نزديكى قيامت است ، لذا در حديثى از خود پيامبر ص مىخوانيم كه فرمود :
بعثت انا و الساعة كهاتين
« مبعوث شدن من و قيامت همچون اين دو است ( 1 ) ( اشاره به دو انگشت مباركش كه در كنار هم قرار گرفته ) .
از سوى ديگر شكافتن ماه خود دليلى است بر امكان به هم ريختن نظام كواكب و نمونه كوچكى است از حوادث عظيمى كه در آستانه رستاخيز در اين جهان رخ مىدهد ، چرا كه تمامى كواكب و ستارگان و زمين در هم مىريزند و عالمى نو به جاى آنها ايجاد مىشود .
طبق روايات مشهور كه بعضى ادعاى تواتر آن نيز كردهاند مشركان نزد
هامش
( 1 ) تفسير « فخر رازى » جلد 29 ص 29 .