تفسير : آن روز كه همه از قبرها خارج مىشوند
به دنبال بحثى كه در آيات قبل پيرامون جمعى از كفار كه پيامبر اسلام ص را تكذيب كردند و در برابر هيچ معجزه اى سر تسليم فرود نمىآوردند آمده ، در آيات مورد بحث تشريح بيشترى در باره اين گونه افراد و همچنين سرنوشت دردناك آنها در قيامت آمده است .
نخست مىفرمايد : چنان نيست كه اين گروه بى خبر باشند بلكه « اخبارى كه مىتواند موجب انزجار آنها از زشتيها و بديها شود به اندازه كافى براى آنها آمده است » ( * ( وَلَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الأَنْباءِ ما فِيه مُزْدَجَرٌ ) * ) .
بنا بر اين كمبودى در تبليغ داعيان الهى نبوده ، « هر چه هست از قامت ناساز بىاندام خود آنهاست » نه گوش شنوايى دارند ، نه روح حقطلبى ، و نه اين مقدار از تقوى كه آنها را دعوت به تحقيق و تدبر در آيات الهى كند .
منظور از « انباء » ( اخبار ) همان خبرهاى امتهاى پيشين و اقوامى است كه به عذابهاى گوناگون هلاك شدند ، و نيز اخبار قيامت و مجازات ظالمان و كافران كه در قرآن از روى آنها پرده برداشته شده است .
سپس مىافزايد : « اين آيات حكمت بالغه الهى است ، و اندرزهايى است عميق و رسا ، اما اين انذارها براى اين افراد لجوج مفيد نيست ، و به حال آنها سودى ندارد » ( * ( حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ ) * ) ( 1 ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « حكمة بالغة » خبر مبتداى محذوفى است ، و در تقدير « هذه حكمة بالغه » مىباشد .
( 2 ) « نذر » جمع « نذير » است ( يعنى انذار كنندگان ) اعم از آيات الهى ، و اخبار امم پيشين و پيامبرانى كه صداى آنها به گوش مردم رسيده است ، بعضى نيز احتمال دادهاند كه « نذر » مصدر و به معنى انذار مىباشد ، ولى معنى اول مناسبتر است - ضمنا « ما » در « ما تغن النذر » نافيه است نه استفهاميه .