و مخصوصا در حال احرام نبايد مانع هيچكس شوند ، حتى اگر كسى قاتل پدر خويش را در اين ايام و در اين مراسم مىديدند ابدا متعرض او نمىشدند .
در اينجا ماجراى مفصلى پيش آمد كه به عقد قرارداد صلحى ميان پيامبر ص و مشركان مكه به نام « صلح حديبيه » منتهى شد كه بعدا از آن سخن خواهيم گفت ، ولى به هر صورت آن سال مانع ورود پيامبر ص به مكه شدند ، ناچار پيامبر ص به يارانش دستور داد كه شترهاى خود را در همانجا قربانى كنند ، سرهاى خود را بتراشند و از احرام بيرون آيند ، و به سوى مدينه باز گردند .
در اينجا طوفانى از غم و اندوه مسلمانان را فرا گرفت ، و انبوهى از ناراحتيها و گاه شك و ترديد بر افراد ضعيف الايمان غالب شد .
موقعى كه پيامبر ص از حديبيه به سوى مدينه مىآمد مركبش سنگين شد و از حركت باز ايستاد ، و در همين حال چهره مباركش غرق سرور و شادمانى بىسابقه اى گشت و فرمود : هم اكنون آيات سوره فتح بر من نازل شد ( 1 ) .
و از اينجا جو خاص حاكم بر اين سوره كاملا نمايان مىشود .
در يك بررسى اجمالى مىتوان گفت كه اين سوره از هفت بخش تشكيل يافته است .
1 - سوره با مساله بشارت فتح آغاز مىشود ، و آيات انجام آن نيز به همين مساله مربوط است ، و تاكيد بر تحقق خواب پيامبر ص دائر به وارد شدن به مكه و انجام مناسك عمره است .
2 - بخش ديگرى از سوره حوادث مربوط به « صلح حديبيه » و « نزول سكينه » و آرامش بر دلهاى مؤمنان و مساله « بيعت رضوان » را بازگو مىكند .
3 - در بخش ديگرى از مقام پيامبر و هدف والاى او سخن مىگويد .
هامش
( 1 ) « تلخيص » از « تفسير قمى » و « مجمع البيان » و « فى ظلال » .