كه اندك آمادگى دارند ، تكان بخورند و به راه آيند ، و اين است مقام رحمت عامه و رحمانيت پروردگار كه دوست و دشمن را در برمىگيرد .
جمله « * ( أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ ) * » به معنى « ا فنصرف عنكم » ( آيا از شما باز داريم و منصرف سازيم ) آمده است ، چرا كه وقتى سوار مىخواهد مركبش را از طريقى به جانب ديگرى ببرد ، آن را با شلاق مىزند ، و لذا كلمه « ضرب » در اين گونه موارد بجاى « صرف » ( منصرف ساختن ) به كار مىرود ( 1 ) .
« صفح » در اصل به معنى جانب و طرف چيزى است ، و به معنى عرض و پهنا نيز مىآيد ، و در آيه مورد بحث به معنى اول است ، يعنى آيا ما اين قرآن را كه مايه يادآورى است از سوى شما به جانب ديگرى متمايل سازيم ؟
« مسرف » از ماده « اسراف » به معنى تجاوز از حد است ، اشاره به اينكه مشركان و دشمنان پيامبر ص در مخالفت و عداوت خود ، هيچ حد و مرزى را به رسميت نمىشناختند .
سپس به عنوان شاهد و گواه بر آنچه گفته شد ، و هم تسلى و دلدارى پيامبر ص ، و در ضمن تهديدى براى منكران لجوج در عبارتى كوتاه و محكم مىفرمايد :
« چه بسيار از پيامبران را كه براى هدايت در اقوام پيشين فرستاديم » ( * ( وَكَمْ أَرْسَلْنا مِنْ نَبِيٍّ فِي الأَوَّلِينَ ) * ) .
« ولى هيچ پيامبرى به سراغشان نمىآمد مگر اينكه او را به باد استهزاء و مسخره مىگرفتند » ( * ( وَما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ ) * ) .
اين مخالفتها و سخريهها هرگز مانع لطف الهى نبود ، اين فيضى است كه
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث .