تعبير به « كذلك » ( اين گونه ) ممكن است اشاره به اين باشد كه تمام انواع سه گانه وحى كه در آيه قبل آمده براى پيامبر اسلام ص تحقق يافت ، گاه مستقيما با ذات پاك پروردگار ارتباط مىيافت ، و گاه از طريق فرشته وحى و گاه با شنيدن آوازى شبيه امواج صوتى چنان كه در روايات اسلامى نيز اشاره به همه اينها شده ، و شرح آن را ذيل آيه گذشته بيان كرديم .
در اينكه منظور از « روح » در اينجا چيست ؟ دو قول در ميان مفسران ديده مىشود :
نخست اينكه منظور از آن قرآن مجيد است كه مايه حيات دلها و زندگى جانها است ، اين قول را غالب مفسران برگزيدهاند ( 1 ) .
راغب در مفردات نيز مىگويد : سمى القران روحا فى قوله و * ( كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ) * و ذلك لكون القرآن سببا للحياة الأخروية :
« قرآن در آيه و كذلك اوحينا . . . روح ناميده شده زيرا سبب حيات اخروى است » .
اين معنى با قرائن مختلفى كه در آيه وجود دارد مانند تعبير به « كذلك » كه اشاره به مساله وحى است و تعبير به « اوحينا » و همچنين تعبيراتى كه در باره قرآن در ذيل همين آيه آمده است كاملا سازگار است .
گرچه « روح » در ساير آيات قرآن غالبا به معانى ديگرى آمده است ولى با توجه به قرائن فوق ظاهر اين است كه روح در اينجا به معنى قرآن است .
در تفسير آيه 2 سوره نحل ( يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِه عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه ) نيز گفتيم كه قرائن نشان مىدهد « روح » در آن آيه نيز به معنى
هامش
( 1 ) « طبرسى » در مجمع البيان ، « شيخ طوسى » در تبيان ، « فخر رازى » در تفسير كبير ، « مراغى » در تفسير المراغى و بعضى ديگر .