مثلا در شرح حال بسيارى از انبيا در قرآن مجيد مىخوانيم كه نخستين دعوتشان اين بود يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ( 1 ) .
و در جاى ديگر مىخوانيم وَلَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّه :
« ما در هر امتى رسولى را فرستاديم تا به مردم بگويند خداوند يگانه را پرستش كنيد » .
انذار به رستاخيز نيز در دعوت بسيارى از انبيا آمده است ( انعام 130 ، اعراف 59 ، شعراء 135 ، طه 15 ، مريم 31 ) .
موسى و عيسى و شعيب ع از نماز سخن مىگويند ( طه 14 ، مريم 31 هود 87 ) ابراهيم دعوت به حج مىكند ( حج 27 ) .
و روزه در همه اقوام پيشين بوده است ( بقره 183 ) .
لذا در دنباله آيه به عنوان يك دستور كلى به همه اين پيامبران بزرگ مىافزايد : « به همه آنها توصيه كرديم كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد » ( * ( أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيه ) * ) .
توصيه به دو امر مهم : نخست برپا داشتن آئين خدا در همه زمينهها ( نه تنها عمل كردن بلكه اقامه و احياى آن ) .
دوم پرهيز از بلاى بزرگ ، يعنى تفرقه و نفاق در دين .
و به دنبال آن مىافزايد : « هر چند اين دعوت شما ، بر مشركان سخت گران است » ( * ( كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْه ) * ) .
آنها بر اثر جهل و تعصب ساليان دراز آن چنان به شرك و بت پرستى خو گرفتهاند و در اعماق وجودشان حلول كرده كه دعوت به توحيد مايه وحشت آنها است ، بعلاوه در شرك منافع نامشروع سران مشركان محفوظ است ، در حالى كه
هامش
( 1 ) اعراف 59 ، 65 ، 73 ، 85 هود - 50 ، 61 ، 84 كه به ترتيب در مورد نوح ، هود ، صالح ، شعيب آمده است .