از امام ع در باره تفسير « وَسِعَ كُرْسِيُّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ » سؤال كردند ، فرمود : « منظور علم او است » ( 1 ) .
و در حديث ديگرى از همان امام ع « عرش » را به معنى علمى كه انبيا را بر آن واقف كرده ، و « كرسى » را به معنى علمى كه هيچكس را از آن آگاه نكرده است تفسير فرموده ( 2 ) .
در حالى كه بعضى ديگر از مفسران با الهام گرفتن از روايات ديگرى « عرش » و « كرسى » را به دو موجود عظيم از مخلوقات پروردگار تفسير كردهاند .
از جمله بعضى گفتهاند : منظور از عرش مجموعه عالم هستى است .
و گاه گفتهاند مجموعه اين زمين و آسمان در درون كرسى قرار دارد ، بلكه آسمان و زمين در برابر كرسى همچون حلقه انگشترى است در يك بيابان پهناور ، و كرسى در برابر عرش نيز همچون حلقه انگشترى است در يك بيابان وسيع .
و گاه « عرش » را بر قلب انبيا و اوصيا و مؤمنان كامل اطلاق كردهاند ، چنان كه در حديث آمده است : ان قلب المؤمن عرش الرحمن : « قلب مؤمن عرش بزرگ خدا است » ! ( 3 ) و نيز در حديث قدسى نقل شده است :
لم يسعنى سمائى و لا ارضى و وسعنى قلب عبدى المؤمن :
« آسمان و زمين من وسعت وجود مرا ندارد ولى قلب بنده مؤمن من جايگاه من است » ! ( 4 ) .
اما براى درك حقيقت معنى عرش - البته تا آنجا كه قدرت تشخيص انسان اجازه مىدهد - بهترين راه اين است كه موارد استعمال آن را در قرآن مجيد دقيقا مورد بررسى قرار دهيم :
در آيات زيادى از قرآن اين تعبير به چشم مىخورد :
هامش
( 1 و 2 ) بحار الانوار جلد 58 صفحه 28 ( حديث 46 و 47 ) .
( 3 و 4 ) بحار الانوار جلد 58 صفحه 39 .