قرآن در پاسخ همه اين سؤالات مىگويد : خدايى كه به همه چيز احاطه دارد تمام اين مسائل براى او روشن است ، و دليل بر احاطه علمى او بر همه چيز تدبير او نسبت به همه اشياء است ، چگونه ممكن است مدبر عالم از وضع جهان بى خبر باشد ؟ ! بعضى از مفسران اين آيه را نيز مربوط به مساله توحيد دانستهاند ، نه معاد و گفتهاند : منظور اين است كه اين استدلالها در زمينه توحيد پروردگار اين گروه كافر لجوج را سودى نمىبخشد ، چرا كه آنها روشنترين دليل توحيد يعنى حضور خداوند را در همه جا و شهود او را بر همه چيز منكرند ، با اينحال چگونه مىتوانند از دلائل توحيد بهره گيرند ؟ ! ( 1 ) .
ولى با توجه به اينكه تعبير « لقاء اللَّه » در قرآن مجيد معمولا كنايه از قيامت مىباشد اين تفسير بعيد به نظر مىرسد .
نكتهها :
1 - برهان « نظم » و برهان « صديقين »
مىدانيم فلاسفه از ميان دلائل توحيد به دو دليل اهميت زيادى مىدهند :
نخست برهان « نظم » سپس برهان « صديقين » .
برهان نظم چنان كه از نامش پيداست از نظام عالم هستى و اسرار و دقايق آن به مبدء علم و قدرتى كه آن را ايجاد و تدبير نموده ، رهنمون مىگردد ، و قرآن مجيد پر است از استدلال به اين دليل روشن ، و در همه جا نمونه هايى از آيات حق را در آسمان و زمين ، و عالم حيات ، و موجودات مختلف ، بيان مىكند ، و از آن طريق آشكارى به سوى ذات پاكش مىگشايد .
اين دليل براى همه قشرها قابل درك است ، و هر كس به مقدار فهم و معلومات
هامش
( 1 ) تفسير « الميزان » جلد 17 صفحه 432 .