* ( قَنُوطٌ ) * ) .
منظور از انسان در اينجا « انسان تربيت نايافته » اى است كه قلبش به نور معرفت الهى و ايمان پروردگار ، و احساس مسئوليت در روز جزا روشن نشده ، انسانهايى كه بر اثر جهانبينيهاى غلط در محدوده عالم ماده گرفتارند ، و روح بلندى كه ما وراى آن را ببيند ، و ارزشهاى والاى انسانى را بنگرد ، ندارند .
آرى آنها به هنگام اقبال دنيا مسرور و مغرورند ، و به هنگام ادبار دنيا مغموم و مايوسند ، نه پناهگاهى دارند كه به آنها پناه دهد و نه چراغ فروزانى كه نور اميد بر قلب آنها بپاشد .
ضمنا بايد توجه داشت كه « دعاء » گاه به معنى خواندن كسى است ، و گاه به معنى طلب كردن چيزى است ، و در آيه مورد بحث به معنى دوم مىباشد ، بنا بر اين * ( لا يَسْأَمُ الإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ ) * : يعنى انسان از طلب و تقاضاى نيكيها هرگز ملول و خسته نمىشود .
در اينكه « يئوس » و « قنوط » به يك معنى است ، يعنى انسان نوميد ، يا دو معنى مختلف دارد ؟ و تفاوت ميان اين دو چيست ؟ در ميان مفسران گفتگو است :
بعضى هر دو را به يك معنى ( براى تاكيد ) دانستهاند ( 1 ) .
ولى بعضى « يئوس » را از ماده « ياس » به معنى وجود نوميدى در درون قلب و « قنوط » را به معنى ظاهر ساختن آن در چهره و در عمل دانستهاند ( 2 ) .
مرحوم طبرسى در مجمع البيان در ميان اين دو چنين فرق گذاشته كه ياس نوميدى از خير است و قنوط نوميدى از رحمت ( 3 ) .
هامش
( 1 ) « الميزان » ذيل آيات مورد بحث ( جلد 17 صفحه 426 ) .
( 2 ) « فخر رازى » در تفسير كبير ( جلد 27 صفحه 137 ) و تفسير « روح المعانى » ( جلد 25 صفحه 4 ) .
( 3 ) « مجمع البيان » جلد 9 صفحه 18 .