و شام ) زندگى داشتند ، خداوند زمينهايى آباد و خرم و سرسبز و باغهايى پر نعمت به آنها داده بود ، در كشاورزى ابتكار و قدرت فراوان به خرج مىدادند ، عمرهايى طولانى ، اندامهايى قوى و نيرومند داشتند ، در ساختن بناهاى محكم و پيشرفته چنان ماهر بودند كه قرآن در آيه 82 سوره حجر مىگويد : در دل كوهها خانههاى امن و امان مىساختند .
پيامبر بزرگشان با منطق نيرومند و توام با محبت فراوان ، و همراه با معجزه الهى ، به سراغ آنان آمد ، اما اين قوم مغرور و از خود راضى نه تنها دعوت او را نپذيرفتند بلكه براى او و ياران اندكش ، ناراحتيهاى فراوان به وجود آوردند نتيجه آن اين شد كه خداوند اين مغروران را به عذابى سخت و خوار كننده گرفتار ساخت .
در سوره اعراف آيه 78 مىخوانيم زمين لرزه اى شديد آنها را فرو گرفت ، و صبحگاهان جسمهاى بيجانشان در خانه هاشان باقى مانده بود « فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » .
و در سوره حاقه آيه 5 آمده است كه « قوم ثمود به وسيله يك عامل ويرانگر نابود شدند » « فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ » .
و در سوره هود آيه 67 مىخوانيم كه « قوم ستمگر ثمود به وسيله صيحه آسمانى از ميان رفتند ، در خانه هاشان به رو افتادند و مردند » « وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ » .
اما در آيات مورد بحث چنان كه ديديم تعبير به « صاعقه » شده است .
ممكن است در ابتدا تصور شود كه ميان اين تعبيرات منافاتى وجود دارد ، ولى كمى دقت نشان مىدهد كه چهار تعبير فوق ( 1 ) به يك حقيقت بازگشت مىكند :
زيرا « صاعقه » چنان كه قبلا هم اشاره كرديم هم داراى صداى وحشتناكى است
هامش
( 1 ) « رجفه » و « طاغيه » و « صيحه » و « صاعقه » .