امير مؤمنان على ع به عنوان يك درس بيدار كننده اخلاقى در يكى از خطبههاى نهج البلاغه انگشت روى همين داستان قوم عاد گذارده چنين مىفرمايد :
و اتعظوا فيها بالذين قالوا : من اشد منا قوة ؟ حملوا الى قبورهم ، فلا يدعون ركبانا ، و انزلوا الاجداث فلا يدعون ضيفانا ، و جعل لهم من الصفيح اجنان ، و من التراب اكفان ، و من الرفات جيران :
« در اين دنيا از كسانى پند گيريد كه مىگفتند : چه كسى از ما نيرومندتر است ؟ اما همانها را به سوى قبرهايشان حمل كردند ، در حالى كه اختيارى از خود نداشتند ، و درون قبرها وارد شدند ، در حالى كه ميهمان ناخوانده اى بودند ، در دل سنگها خانههاى قبر براى آنان ساخته شد ، و از خاك كفنها ، و از استخوانهاى پوسيده همسايگان » ! ( 1 ) .
نكتهها :
1 - عامل نابودى قوم عاد چه بود ؟
مطابق آيه 13 همين سوره قوم « عاد » و « ثمود » هر دو با « صاعقه » نابود شدند ، در حالى كه آيات مورد بحث مىگويد : آنها با تند باد سرد و شديد ( صرصر ) از ميان رفتند ، آيا اين دو منافاتى با يكديگر ندارد ؟
در پاسخ بايد گفت : مفسران و ارباب لغت براى « صاعقه » دو معنى ذكر كردهاند : معنى عام ، و خاص .
« صاعقه » به معنى عام به معنى هر چيزى است كه انسان را هلاك مىكند و به گفته مجمع البيان : « المهلكة من كل شىء » .
معنى خاص جرقه عظيم آتشينى است كه از آسمان فرود مىآيد ، و هر چيزى را كه در مسير آن قرار گيرد مىسوزاند كه شرح آن را در تفسير همين
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبه 111 .