سوره قصص مىخوانيم : إِذْ قالَ لَه قَوْمُه لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ : « به خاطر بياور هنگامى را كه قومش به او گفتند اينهمه شادى مغرورانه مكن كه خداوند شادى كنندگان مغرور را دوست نمىدارد » .
البته اين تفاوت بايد از قرائن شناخته شود ، و پيداست كه در آيه مورد بحث « فرح » از نوع دوم منظور است .
« تمرحون » از ماده « مرح » ( بر وزن فرح ) به گفته جمعى از ارباب لغت و مفسران به معنى شدت فرح ، و گستردگى آن است .
و بعضى آن را به معنى شادى به خاطر مطالب بىاساس دانستهاند .
در حالى كه بعضى ديگر آن را به معنى شادى توام با يك نوع طرب و به كار گرفتن نعمتهاى الهى در مسير باطل شمردهاند .
ظاهر اين است كه همه اين معانى به يك مطلب باز مىگردد ، زيرا شدت شادى و افراط در آن سر از همه اين مسائل در مىآورد ، و با انواع گناهان و آلودگيها و عياشى و هوسرانى توام مىشود ( 1 ) .
آرى اين گونه شاديهاى توام با غرور و غفلت و بيخبرى ، و همراه با هوسرانى و شهوت ، انسان را به سرعت از خدا دور مىكند ، و از درك حقايق باز مىدارد ، واقعيتها را شوخى ، و حقايق را مجاز جلوه مىدهد ، و چنين كسانى سرنوشتى جز آنچه در آيات فوق گفته شد ندارند .
اينجاست كه به آنها خطاب مىشود كه : « وارد شويد از درهاى جهنم ، و جاودانه در آن بمانيد » ( * ( ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها ) * ) .
« و چه بد جايگاهى است جايگاه متكبران » ( * ( فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ) * ) .
هامش
( 1 ) « راغب » در « مفردات » مىگويد : الفرح انشراح الصدر بلذة عاجلة و اكثر ما يكون ذلك فى اللذات البدنية و المرح شدة الفرح و التوسع فيه .