كه در آن حد اكثر نمو قواى جسمانى حاصل مىشود و بعضى آن را كمتر يا بيشتر گفتهاند ، البته ممكن است در افراد متفاوت باشد و قرآن از آن تعبير به « بلوغ اشد » كرده است .
از آن به بعد مرحله عقب گرد و از دست دادن نيروها آغاز مىشود و تدريجا دوران پيرى كه مرحله ششم است فرا مىرسد .
سرانجام پايان عمر كه آخرين مرحله است فرا مىرسد و انتقال از اين سرا به سراى جاويدان تحقق مىيابد .
آيا با اينهمه تغييرات و تطورات منظم ، و حساب شده ، باز هم جاى ترديد در قدرت و عظمت مبدء عالم هستى و الطاف و مواهب او وجود دارد ؟
قابل توجه اينكه در چهار مرحله اول كه مربوط به آفرينش از خاك و نطفه و علقه و تولد طفل است تعبير به « خلقكم » ( شما را آفريد ) شده ، و هيچ نقشى براى خود انسان در آن قائل نيست ، ولى در سه مرحله بعد از تولد يعنى مرحله وصول به نهايت قوت جسمانى ، و بعد از آن پيرى ، و بعد پايان عمر ، تعبير « لتبلغوا » ( تا برسيد ) و « لتكونوا » ( تا بوده باشيد ) آمده است كه هم اشاره اى است به استقلال وجودى انسان بعد از تولد و هم احتمالا اشاره اى است به اين حقيقت كه اين دورانهاى سه گانه ممكن است با حسن تدبير يا سوء تدبير خود انسان جلوتر يا عقبتر شود ، و گاه پيرى زودرس ، يا مرگ زودرس ، دامان انسان را بگيرد ، و اين نشان مىدهد كه تعبيرات قرآن تا چه حد دقيق و حساب شده است .
تعبير به « يتوفى » در مورد مرگ - چنان كه قبلا هم گفتهايم - اشاره به اين است كه « مرگ » در منطق قرآن به معنى فنا و نابودى نيست ، بلكه فرشتگان مرگ روح انسان را دريافت مىدارند و به عالم پس از مرگ منتقل مىسازند ، اين تعبير كه بارها در قرآن تكرار شده ديدگاه اسلام را در مورد مرگ به خوبى نشان مىدهد ، و مرگ را از مفهوم مادى آن كه فنا و نيستى است
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٦