تفسير : فرمان قطعى پروردگار !
بعد از ذكر نزول قرآن از سوى خداوند و توصيف او به صفاتى كه انگيزه خوف و رجاء است سخن از گروهى به ميان مىآورد كه در برابر اين آيات الهى به مجادله و پرخاشگرى برمىخيزند ، و سرنوشت اين گروه را ضمن جمله هايى كوتاه و كوبنده روشن مىسازد ، مىفرمايد : « تنها كسانى در آيات الهى مجادله مىكنند كه از روى عناد و لجاج كافر شدهاند » ( * ( ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّه إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ) .
درست است كه اين گروه احيانا نيرو و جمعيت و قدرتى دارند ، ولى « مبادا رفت و آمدهاى آنها در شهرهاى مختلف و قدرت نمائيهايشان تو را بفريبد » ! ( * ( فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ ) * ) .
چند روزى كر و فر و هياهويى دارند ، اما به زودى چون حبابهاى روى آب محو و نابود مىگردند و يا همچون خاكسترى در برابر تند باد متلاشى مىشوند .
« يجادل » از ماده « جدل » در اصل به معنى تابيدن طناب و محكم كردن آن است ، سپس در مورد ساختمانها و زره ، و مانند آن به كار رفته و به همين جهت به عمل كسانى كه در مقابل هم مىايستند و مناظره مىكنند و هر كدام مىخواهد پايههاى سخن خود را محكم كرده ، بر ديگرى غلبه نمايد « مجادله » گفته مىشود .
ولى بايد توجه داشت كه « مجادله » از نظر محتواى لغت عرب هميشه مذموم نيست ( هر چند در فارسى روزمره به ما اين معنى را مىبخشد ) بلكه اگر در مسير حق و متكى به منطق و براى تبيين واقعيتها و ارشاد افراد بى خبر بوده باشد ممدوح