ترجمه :
41 - اى قوم ! چرا من شما را به سوى نجات دعوت مىكنم ، اما شما مرا به سوى آتش مىخوانيد ؟ ! 42 - مرا دعوت مىكنيد كه به خداى يگانه كافر شوم ، و شريكهايى كه به آن علم ندارم براى او قرار دهم ، در حالى كه من شما را به سوى خداوند عزيز غفار دعوت مىكنم .
43 - قطعا آنچه مرا به سوى آن مىخوانيد نه دعوت ( و حاكميتى ) در دنيا دارند و نه در آخرت ، و تنها بازگشت ما در قيامت به سوى خدا است ، و مسرفان اهل دوزخند .
44 - و به زودى آنچه را مىگويم به خاطر خواهيد آورد ، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار مىكنم كه او نسبت به بندگانش بيناست .
45 - خداوند او را از نقشههاى سوء آنها نگهداشت ، و عذابهاى شديد بر آل فرعون نازل گرديد .
46 - عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مىشوند ، و روزى كه قيامت بر پا مىشود دستور مىدهد آل فرعون را در سختترين عذابها وارد كنيد .
تفسير : آخرين سخن !
در پنجمين و آخرين مرحله ، « مؤمن آل فرعون » پردهها را كنار زد ، و بيش از آن نتوانست ايمان خود را مكتوم دارد ، آنچه گفتنى بود گفت ، و آنها نيز - چنان كه خواهيم ديد - تصميم خطرناكى در باره او گرفتند .
از قرائن بر مىآيد كه آن قوم لجوج و مغرور و خودخواه در برابر سخنان اين مرد شجاع و با ايمان سكوت نكردند ، و متقابلا از مزاياى شرك سخن گفتند ، و او را به بت پرستى دعوت نمودند .