ما دام كه توريه ممكن است بايد توريه كرد ، تا سخن مصداق دروغ نباشد .
اما اينكه آيا براى پيامبران توريه جايز است يا نه ؟ بايد گفت در صورتى كه موجب تزلزل اعتماد عمومى مردم شود جايز نيست ، چرا كه سرمايه انبياء در طريق تبليغ همان سرمايه اعتماد عمومى مردم است ، و اما در مواردى مانند آنچه در داستان ابراهيم ع در آيات فوق آمده كه اظهار بيمارى كند و يا همچون منجمان نگاه در ستارگان آسمان بيفكند ، و هدف مهمى در اين كار باشد ، بى آنكه پايههاى اعتماد حقجويان را متزلزل سازد ، به هيچ وجه اشكالى ندارد .
ابراهيم و « قلب سليم »
مىدانيم « قلب » در اصطلاح قرآن به معنى روح و عقل است ، بنا بر اين « قلب سليم » به روح پاك و سالمى گفته مىشود كه از هر گونه شرك و شك و فساد خالى است .
قرآن مجيد بعضى از قلوب را به عنوان « قاسيه » ( قساوتمند ) توصيف كرده است ( مائده - 13 ) .
و گاه قلوبى را به عنوان « ناپاك » معرفى نموده ( مائده - 41 ) .
قلبهايى را « بيمار » معرفى مىكند ( بقره - 6 ) .
و قلبهايى را « مهر خورده » و بسته ( توبه - 87 ) .
و در مقابل آنها « قلب سليم » را مطرح مىكند كه هيچيك از اين عيوب در آن نيست ، هم پاك است ، و هم نرم و پر عطوفت ، هم سالم است و هم انعطافپذير در مقابل حق .
اين همان قلبى است كه به عنوان « حرم خدا » در روايات توصيف شده ، چنان كه در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم :
القلب حرم اللَّه فلا تسكن حرم اللَّه غير اللَّه ! :
« قلب حرم خدا است غير خدا را در حرم خدا ساكن مكن » ! ( 1 ) .
هامش
( 1 ) بحار جلد 70 صفحه 25 باب حب اللَّه حديث 27 .