قابل توجه اينكه : « صافات » جمع « صافه » است كه آن نيز به نوبه خود مفهوم جمعى دارد ، و اشاره به گروهى است كه صف كشيدهاند ، بنا بر اين « صافات » بيانگر صفوف متعدد است ( 1 ) .
و « زاجرات » از ماده « زجر » به معنى « راندن چيزى با صدا و فرياد » است ، سپس در معنى گسترده ترى به كار رفته كه هر گونه طرد و منع را شامل مىشود .
بنا بر اين « زاجرات » به معنى گروه هايى است كه به منع و طرد و زجر ديگران مىپردازند .
و « تاليات » از ماده « تلاوت » جمع « تالى » است ، و به معنى گروه هايى است كه اقدام به تلاوت چيزى مىكنند ( 2 ) .
و با توجه به وسعت و گستردگى مفاهيم اين الفاظ جاى تعجب نيست كه مفسران تفسيرهاى گوناگونى براى آن ذكر كردهاند كه در عين حال تضادى با هم ندارد ، و ممكن است همه آنها در مفهوم اين آيات جمع باشد ، و مثلا منظور از « صافات » تمام صفوف فرشتگانى است كه آماده اجراى اوامر الهى در عالم آفرينش هستند ، و نيز فرشتگانى است كه مامور نزول وحى بر پيامبران در عالم تشريعند ، و همچنين صفوف رزمندگان و مجاهدان راه خدا و يا صفوف نمازگزاران و عبادت كنندگان .
هامش
( 1 ) و از اينجا روشن مىشود كه ذكر اين اوصاف به صورت « جمع مؤنث » به خاطر آن است كه مفرد آنها خود معنى جماعة دارد كه مؤنث لفظى است .
( 2 ) قابل توجه اينكه به گفته بعضى از ارباب لغت جمع « تالى » « تاليات » است و جمع « تالية » « توالى » .