خبرى بگيريد « ؟ ( * ( قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ ) * ) ( 1 ) .
« اينجا است كه او نيز به جستجو برمىخيزد و نگاهى به سوى دوزخ مىافكند ناگهان دوست خود را در وسط جهنم مىبيند » ! ( * ( فَاطَّلَعَ فَرَآه فِي سَواءِ الْجَحِيمِ ) * ) ( 2 ) او را مخاطب ساخته « صدا مىزند : به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه مرا نيز سقوط دهى و به هلاكت بكشانى » ! ( * ( قالَ تَاللَّه إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ ) * ) ( 3 ) .
چيزى نمانده بود كه وسوسههاى تو در قلب صاف من اثر بگذارد ، و مرا به همان خط انحرافى كه در آن بودى وارد كنى « اگر لطف الهى يار من نشده بود و نعمت پروردگارم به كمكم نمىشتافت من نيز امروز با تو در آتش دوزخ احضار مىشدم » ! ( * ( وَلَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ) * ) .
اين توفيق الهى بود كه رفيق راه من شد ، و اين دست لطف هدايتش بود كه مرا نوازش داد و رهبرى كرد .
در اينجا به دوست جهنميش رو مىكند و اين سخن را به عنوان سرزنش به ياد او مىآورد و مىگويد : آيا تو نبودى كه در دنيا مىگفتى « ما هرگز نمىميريم » ؟ ( * ( أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ) * ) .
هامش
( 1 ) « مطلعون » از ماده « اطلاع » به معنى سركشيدن و جستجو كردن و بر چيزى مشرف شدن و آگاهى گرفتن است .
( 2 ) « سواء » به معنى وسط است .
( 3 ) « تردين » از ماده « ارداء » به معنى سقوط از بلندى است كه معمولا توأم با هلاكت است .