را پيش گرفتند و طبعا سرنوشتى بهتر از اين نخواهند داشت .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از « * ( حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ ) * » همان باشد كه در آيات 7 سوره يس آمده است : لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ : « فرمان عذاب در باره اكثر آنها محقق شده است آنها ديگر ايمان نمىآورند » . اشاره به اينكه گاه انسان بر اثر گناه فراوان و دشمنى و لجاجت و تعصب در برابر حق كارش به جايى مىرسد كه بر دل او مهر نهاده مىشود و راه بازگشتى براى او باقى نمىماند ، و با اين حال فرمان عذاب الهى در مورد او قطعى مىشود .
ولى به هر حال همه اينها از اعمال خود انسان سرچشمه مىگيرد ، و جاى اين نيست كه كسى از اين جمله توهم جبر و عدم آزادى اراده انسان كند .
اين گفتگوى كوتاه در آستانه جهنم پايان مىگيرد « به آنها گفته مىشود از درهاى جهنم وارد شويد ، جاودانه در آن بمانيد ، چه بد جايگاهى است جايگاه متكبران » ؟ ! ( * ( قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ) * ) درهاى جهنم چنان كه قبلا هم اشاره كردهايم ممكن است به معنى درهايى باشد كه بر حسب اعمال انسانها تنظيم شده است و هر گروهى را به تناسب عمل خود به دوزخ مىبرند ، همانگونه كه درهاى بهشت نيز چنين است و لذا يكى از درهاى آن « باب المجاهدين » نام دارد ، و در كلام امير مؤمنان على ع نيز آمده
ان الجهاد باب من ابواب الجنة
: « جهاد درى از درهاى بهشت است » ( 1 ) .
جالب اينكه فرشتگان عذاب از ميان تمام اوصاف رذيله انسان كه او را به دوزخ مىبرد روى مساله « تكبر » تكيه مىكنند ، اشاره به اينكه سرچشمه
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه 27 .