از آن او و در اختيار او است .
بعلاوه ممكن است بعضى به بهانه نجات در قيامت به سراغ غير خدا بروند ، همانگونه كه مسيحيان براى مساله پرستش عيسى مسيح ع موضوع « نجات » را پيش مىكشند ، بنا بر اين مناسب اين است كه از قدرت خداوند در قيامت سخن گفته شود .
از آنچه گفتيم به خوبى روشن شد كه اين تعبيرات همگى جنبه كنايى دارد و به خاطر كوتاهى الفاظ ما در زندگى روزمره ناچاريم آن معانى بلند را در قالب اين الفاظ كوچك بريزيم و جاى اين نيست كه كسى از اينها احتمال تجسم پروردگار بدهد مگر اينكه بسيار ساده لوح و كوته بين و كوته فكر باشد ، چه مىتوان كرد ؟
الفاظى كه درخور بيان مقام عظمت پروردگار باشد در اختيار نداريم ، بايد از همين الفاظ با استفاده از معانى كنايى كه دامنه وسيع و گسترده اى دارند استفاده كنيم .
به هر حال بعد از بيانات فوق در آخر آيه در يك نتيجه گيرى فشرده و گويا مىفرمايد : « منزه و پاك ، و بلند مقام است از شريكهايى كه براى او درست مىكنند » ( * ( سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * ) .
اگر انسانها با مقياسهاى كوچك انديشههاى خود در باره ذات پاك او قضاوت نمىكردند هرگز به بيراهههاى شرك و بتپرستى نمىافتادند .
نكتهها :
1 - مساله « حبط اعمال »
آيا به راستى ممكن است اعمال نيك آدمى به خاطر اعمال بدش حبط و نابود شود ؟ آيا اين مساله با عدالت خداوند از يك سو ، و با ظواهر آياتى كه مىگويد اگر انسان ذرهاى كار نيك يا بد انجام دهد آن را مىبيند منافات ندارد ؟ !