مظهر دعوت خدا است چرا كه هر چه او دارد از خدا دارد .
و در باره جمعى از منحرفان و مشركان در آيه 23 سوره نجم آمده است وَلَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى « هدايت الهى از سوى پروردگار به سراغ آنها آمد » .
اما هدايت تكوينى به معنى ايصال به مطلوب و گرفتن دست بندگان و گذراندن آنها از تمام پيچ و خمهاى راه ، و حفظ و حمايت از آنها تا رساندن به ساحل نجات كه موضوع بحث بسيارى ديگر از آيات قرآن است هرگز بىقيد و شرط نمىباشد ، اين هدايت مخصوص گروهى است كه اوصاف آنها در قرآن بيان شده ، و اضلال كه نقطه مقابل آن است نيز مخصوص گروهى است كه اوصاف آنان نيز بيان گشته .
گر چه بعضى از آيات مطلق است ولى بسيارى ديگر از آيات قيد و شرط آن را دقيقا بيان كرده ، و هنگامى كه اين آيات « مطلق » و « مقيد » را كنار هم مىچينيم مطلب كاملا روشن مىشود و هيچ ابهام و ترديدى در معنى آيات باقى نمىماند ، و نه تنها با مساله اختيار و آزادى اراده انسان مخالف نيست ، بلكه دقيقا آن را تاكيد مىكند .
اكنون به توضيح زير توجه نمائيد :
قرآن مجيد در يك جا مىگويد : يُضِلُّ بِه كَثِيراً وَيَهْدِي بِه كَثِيراً وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا الْفاسِقِينَ : « به وسيله آن ضرب المثل ، گروهى را گمراه و گروهى را هدايت مىكند ، اما جز فاسقان را گمراه نمىسازد » ( بقره 26 ) .
در اينجا سرچشمه ضلالت ، فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهى شمرده شده .
در جاى ديگر مىگويد : وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ : « خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند » ( بقره 258 ) .
در اينجا تكيه روى مساله ظلم شده و آن را زمينه ساز ضلالت معرفى كرده