لا سبحانك - سبحان من اهانك ، انى رأيت اللَّه قد اهانك ! : « ناسپاسى بر تو باد اى عزى ! هرگز منزه نيستى ، منزه كسى است كه تو را موهون ساخته ! من ديدم خداوند تو را موهون ساخته است » ( 1 ) .
ولى داستان خالد كه قاعدتا بعد از فتح مكه بوده نمىتواند از قبيل شان نزول باشد چرا كه تمام سوره « زمر » مكى است ، بنا بر اين ممكن است از قبيل تطبيق بوده باشد .
تفسير : « خدا » كافى است !
به دنبال تهديدهايى كه خداوند در آيات گذشته نسبت به مشركان بيان فرمود ، و وعده هايى كه به پيامبرش داده است در نخستين آيه مورد بحث سخن از تهديدهاى كفار به ميان مىآورد و مىگويد : « آيا خداوند براى نجات و حفظ بنده اش در برابر دشمنان كافى نيست ؟ اما آنها تو را به غير او تهديد مىكنند و از غير او مىترسانند » ( * ( أَ لَيْسَ اللَّه بِكافٍ عَبْدَه وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِه ) * ) .
خداوندى كه قدرتش برتر از همه قدرتها است و از نيازها و مشكلات بندگانش به خوبى آگاه است و نسبت به آنها نهايت لطف و مرحمت را دارد چگونه ممكن است بندگان با ايمانش را در برابر طوفان حوادث و موج عداوت دشمنان تنها بگذارد ؟ هنگامى كه او پشتيبان بنده اش باشد :
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى
نبرد رگى چون نخواهد خداى !
و هنگامى كه بخواهد كسى را يارى كند :
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث ( در « كشاف » و « قرطبى » نيز اين روايت به طور مختصرترى آمده است ) .