« آيا اين دو يكسانند » ؟ ! ( * ( هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا ) * ) .
و اين گونه است حال « مشرك » و « موحد » : مشركان در ميان انواع تضادها و تناقضها غوطه ورند ، هر روز دل به معبودى مىبندند ، و هر زمان به اربابى رو مىآورند ، نه آرامشى ، نه اطمينانى و نه خط روشنى .
اما موحدان دل در گرو عشق خدا دارند ، از تمام عالم او را برگزيدهاند ، و در همه حال به سايه لطف او كه ما فوق همه چيز است پناه مىبرند از ما سوى اللَّه چشم برداشته و ديده به او دوختهاند ، خط و برنامه آنها واضح و سرنوشت و سرانجامشان روشن است .
در روايتى از على ع نقل شده كه فرمود
انا ذاك الرجل السلم لرسول اللَّه ( ص )
« منم آن مردى كه همواره تسليم رسول خدا ص بود » ( 1 ) .
در حديث ديگرى آمده
الرجل السلم للرجل حقا على و شيعته
: « مردى كه حقيقتا تسليم بود على ع و شيعه او بودند ( 2 ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : « حمد و سپاس مخصوص خداوند است » ( * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * ) .
خداوندى كه با ذكر اين مثلهاى روشن راه را به شما نشان داده ، و دلائل واضح را براى تشخيص حق از باطل در اختيار شما قرار داده است ، خداوندى كه همه را به اخلاص دعوت مىكند و در سايه اخلاص آرامش مىبخشد ، چه نعمتى از اين بالاتر ؟ و چه شكرى و حمدى از اين لازمتر ؟
« ولى اكثر آنها نمىدانند » و با وجود اين دلائل روشن به خاطر حب دنيا و شهوات سركش به حقيقت راه نمىبرند ( * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
هامش
( 1 و 2 ) حديث اول را « حاكم ابو القاسم حسكانى » در « شواهد التنزيل » و حديث دوم را عياشى در تفسيرش نقل كرده ( مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث ) .