اين جهان است مالكى كه آنها را تدبير و تربيت مىكند ، تنها كسى شايسته « عبوديت » است كه چنين باشد ، نه بتهايى كه به مقدار سر سوزن از خود چيزى ندارند .
دوم مساله « عزت » او است ، مىدانيم « عزيز » از نظر معنى لغت به كسى گفته مىشود كه هيچكس نتواند بر او غالب گردد ، و هر چه اراده كند انجام شدنى باشد ، و به تعبير ديگر هميشه غالب است و هرگز مغلوب نيست .
كسى كه چنين است فرار كردن از چنگال قدرتش چگونه امكان دارد ؟
و نجات از كيفرش چگونه ميسر است ؟
سومين توصيف مقام « غفاريت » و كثرت آمرزش او است كه درهاى بازگشت را به روى گنهكاران مىگشايد ، و باران رحمتش را بر آنها مىبارد ، تا تصور نكنند اگر « قهار » و « عزيز » است مفهومش بستن درهاى رحمت و توبه به روى بندگان مىباشد .
در حقيقت يكى بيان « خوف » است و ديگرى بيان « رجاء » كه بدون موازنه اين دو حالت تكامل انسان امكانپذير نيست ، يا گرفتار غرور و غفلت مىشود ، و يا در گرداب ياس و نوميدى فرو مىرود .
و به تعبير ديگر توصيف او به « عزيز » و « غفار » دليل ديگرى بر « الوهيت » او است ، چرا كه تنها كسى شايسته پرستش است كه علاوه بر « ربوبيت » قدرت بر مجازات نيز دارد ، و علاوه بر قدرت بر مجازات ، درهاى رحمت و مغفرت او نيز گشوده است .
سپس در جمله اى كوتاه و تكاندهنده خطاب به پيامبر ص كرده ، مىفرمايد :
« بگو اين يك خبر بزرگ است » ( * ( قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ) * ) .
« كه شما از آن روىگردان هستيد » ( * ( أَنْتُمْ عَنْه مُعْرِضُونَ ) * ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 330
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٠