و قدرت كافى « براى انجام كار توصيف كرده است .
آنها افراد كماطلاعى نبودند ، سطح معرفتشان بالا ، ميزان آگاهيشان از آئين خدا و اسرار آفرينش و رموز زندگى قابل ملاحظه بود .
از نظر اراده و تصميم و نيروى عمل ، افرادى سست و زبون و ضعيف و ناتوان نبودند ، افرادى با اراده ، پر قدرت ، و داراى تصميم قاطع و آهنين بودند .
اين الگويى است براى همه رهروان راه حق كه بعد از مقام عبوديت و بندگى خدا با اين دو سلاح برنده مسلح گردند .
از آنچه گفتيم به خوبى روشن شد كه دست و چشم در اينجا به معنى دو عضو مخصوص نيست ، چرا كه بسيارند افرادى كه داراى اين دو عضوند ، اما نه درك و شعور كافى دارند ، و نه قدرت تصميمگيرى ، و نه توانايى بر عمل ، بلكه كنايه از دو صفت « علم و قدرت » است .
در چهارمين توصيف از آنان مىگويد « ما آنها را با خلوص ويژه اى خالص كرديم » ( * ( إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ) * ) .
« و آن يادآورى سراى آخرت بود » ( * ( ذِكْرَى الدَّارِ ) * ) ( 1 ) .
آرى آنها پيوسته به ياد جهان ديگر بودند ، افق ديد آنها در زندگى چند روزه اين دنيا و لذات آن محدود نمىشد ، آنها در ما وراى اين زندگى زودگذر سراى جاويدان با نعمتهاى بىپايانش را مىديدند ، و همواره براى آن تلاش و كوشش داشتند .
بنا بر اين منظور از « الدار » ( سرا ) كه به طور مطلق ذكر شده سراى آخرت است ، گويى غير از آن سرايى وجود ندارد ، و هر چه غير از آن است
هامش
( 1 ) « * ( ذِكْرَى الدَّارِ ) * » ممكن است خبر از مبتداى محذوفى باشد كه در تقدير « هى ذكر الدار » بوده ، و ممكن است « بدل » از « خالصة » بوده باشد .