شود كه از شدت درد و رنجورى به خود بپيچد و اسير و زندانى بستر گردد .
اين نيز از مقام شكر او چيزى نكاست .
ولى جريانى پيش آمد كه قلب ايوب را شكست و روح او را سخت جريحه دار ساخت ، و آن اينكه جمعى از راهبان بنى اسرائيل به ديدنش آمدند و گفتند :
تو چه گناهى كرده اى كه به اين عذاب اليم گرفتار شده اى ؟ ! ايوب در پاسخ گفت : به پروردگارم سوگند كه خلافى در كار نبوده ، هميشه در طاعت الهى كوشا بودهام ، و هر لقمه غذايى خوردم يتيم و بينوايى بر سر سفره من حاضر بوده .
درست است كه ايوب از اين شماتت دوستان بيش از هر مصيبت ديگرى ناراحت شد ، ولى باز رشته صبر را از كف نداد ، و آب زلال شكر را به كفران آلوده نساخت ، تنها رو به درگاه خدا آورد و جملههاى بالا را بيان نمود ، و چون از عهده امتحانات الهى به خوبى برآمده بود خداوند درهاى رحمتش را بار ديگر به روى اين بنده صابر و شكيبا گشود ، و نعمتهاى از دست رفته را يكى پس از ديگرى و حتى بيش از آن را به او ارزانى داشت ، تا همگان سرانجام نيك صبر و شكيبايى و شكر را دريابند » ( 1 ) .
بعضى از مفسران بزرگ احتمال دادهاند كه رنج و آزار شيطان نسبت به ايوب از ناحيه وسوسههاى مختلف او بود ، گاه مىگفت : بيمارى تو طولانى شده ، خدايت تو را فراموش كرده ! گاه مىگفت : چه نعمتهاى عظيمى داشتى ؟ چه سلامت و قدرت و قوتى ؟
همه را از تو گرفت ، باز هم شكر او را بجا مىآورى ؟ !
هامش
( 1 ) اين روايت در تفسير نور الثقلين ، از تفسير على بن ابراهيم نقل شده ، و همين مضمون در « تفسير قرطبى » و تفسير فخر رازى ، و « تفسير صافى » و تفاسير ديگر ، و « اعلام القرآن » با تفاوتهايى آمده است ، در كتب عهد عتيق در كتاب ايوب مطالبى شبيه آن ديده مىشود هر چند تفاوتهايى با آنچه در منابع اسلامى آمده است دارد .