مشاور او داستانى را بر سبيل مثال براى پند و اندرز براى او ذكر كرد ، سخن از دو برادر و تقاضاى يكى از ديگرى در اينجا نيست ، بلكه سخن از دو آدم غنى و فقير است كه يكى گاوان و گوسفندان بسيار داشته ، و ديگرى فقط يك بره ، ولى مرد غنى بره مرد فقير را براى ميهمان خود كشته ، تا اينجا نه سخن از بالا رفتن از ديوار محراب است ، نه وحشت داود ، و نه طرح دعوا ميان دو برادر ، و نه تقاضاى بخشش .
2 - داود آن مرد غنى ستمگر را مستحق قتل دانست ( براى يك گوسفند قتل چرا ؟ ) .
3 - بلافاصله حكمى بر ضد اين حكم صادر كرد و گفت بايد به عوض يك گوسفند چهار گوسفند بدهد ؟ ( چرا ؟ ) .
4 - داود به گناه خود در مورد خيانت به همسر اورياه اعتراف كرد .
5 - خداوند او را عفو كرد ( به اين سادگى چرا ؟ ) .
6 - خداوند مجازات عجيبى در باره داود قائل شد كه نقلناكردنش بهتر است .
7 - و همين زن - با اين سوابق درخشان - مادر سليمان شد ! گر چه نقل اين داستانها به راستى رنجآور است اما چه مىتوان كرد ، بعضى از جاهلان ناآگاه تحت تاثير اين روايات اسرائيلى چهره پاك آيات قرآن مجيد را تيره ساختهاند ، و سخنانى گفتهاند كه براى روشن كردن حق ، چاره اى جز ذكر بخشى از اين داستان رسوا نبود .
اكنون ما سؤال مىكنيم :
1 - آيا پيامبرى كه خداوند او را در آيات گذشته با ده توصيف بزرگ ستوده و پيامبر اسلام را براى الهام گرفتن به سرگذشت او توجه داده ، ممكن