بيان مىكرد قرآن ماجرايى را كه در يك دادرسى براى داود پيش آمد شرح مىدهد :
نخست خطاب به پيامبر اسلام ص كرده ، مىگويد : « آيا داستان شاكيانى كه از ديوار محراب داود بالا رفتند به تو رسيده است » ؟ ! ( * ( وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ ) * ) .
« خصم » در اصل معنى مصدرى دارد ، و به معنى نزاع كردن است ، ولى بسيار مىشود كه به طرفين نزاع نيز « خصم » مىگويند ، اين كلمه بر مفرد و جمع هر دو اطلاق مىشود ، و گاه جمع آن به صورت « خصوم » آمده است .
« تسوروا » از ماده « سور » به معنى ديوار بلندى است كه اطراف خانه يا شهر را گرفته باشد ، ولى بايد توجه داشت كه اين ماده در اصل به معنى پريدن و بالا رفتن است .
« محراب » به معنى صدر مجلس و يا غرفههاى فوقانى است ، و چون محل عبادت در آن قرار مىگرفته تدريجا به معنى « معبد » به كار رفته است ، و در استعمالات روزمره خصوصا به مكانى كه امام جماعت براى اقامه نماز جماعت مىايستد گفته مىشود .
در « مفردات » از بعضى نقل شده كه « محراب » مسجد را از اين نظر محراب گفتهاند كه محل حرب و جنگ با شيطان و هواى نفس است .
به هر حال با اينكه « داود » محافظين و مراقبين فراوانى در اطراف خود داشت ، طرفين نزاع از غير راه معمولى از ديوار محراب و قصر او بالا رفتند ، و ناگهان در برابر او ظاهر گشتند ، چنان كه قرآن در ادامه اين بحث مىگويد :
« ناگهان آنها بر داود وارد شدند ( بىآنكه اجازه اى گرفته باشند و يا اطلاع قبلى بدهند ) لذا داود از مشاهده آنها وحشت كرده زيرا فكر مىكرد قصد سويى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٤٥